محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
47
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
استخوانهاى قبر اجداد خود مىبالد ، تفاوتى ندارد « 1 » و خداوند به راستى فرمود : « گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترينتان است . » « 2 » 23 - و قال عليه السلام : « من كفّارات الذّنوب العظام إغاثة الملهوف و التّنفيس عن المكروب . » ترجمه : از كفّاره گناهان بزرگ ، رسيدگى به فرياد درمانده و آرام كردن دردمند است . شرح : « التّنفيس عن المكروب » عطف تفسيرى بر « إغاثة الملهوف » است . همان گونه كه در شرح حكمت 6 بيان كرديم ، صدقه بر دو نوع است : عام و خاص . مقصود امام عليه السّلام در اينجا صدقه عام است . بيمارى كه توان پرداخت پول پزشك و دارو را ندارد ، عائلهمندى كه از دادن غذا و خرج فرزندان خود
--> ( 1 ) . سيد رضى مىگويد : كسى كه با كردار بد خويش از فضيلت پس بماند ، شرافت نسب او را پيش نمىاندازد . امام ، كندى ورزيدن و سرعت گرفتن را به جاى پس ماندن و پيش افتادن به كار برده است ، زيرا شخص كند ، عقب مىماند و تند ، جلو مىافتد . نكته ديگر اينكه ، كندى و تندى را كه در حقيقت به شخص تعلق دارند ، در كلامى مجازگونه به كردار و نسب خانوادگى نسبت داد [ و فرمود : كسى كه كردارش او را به كندى حركت دهد ، نسب خانوادگىاش ، به وى سرعت نبخشد ] . علاقه سبب و مسبب بين كردار و نسب با كندى و تندى ، دليل اين مجاز است . المجازات النبوية ، ص 402 . لازم به يادآورى است ، سخن امام عينا برگرفته از كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . نك : صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 71 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ، ص 99 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 82 . شاعر مىگويد : « لئن فخرت بآباء ذوي حسب لقد صدقت و لكن بئس ما ولدوا » اگر به پدران شريف خود افتخار كنى ، راست گفتهاى ، ولى آنان چه بد فرزندى زادهاند ! نك : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 331 . ( 2 ) . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ حجرات / 49 : 13 .